ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 46

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

محمود محمود در اينجا به نكته‌هاى جالبى از نظر سياست ايران و انگليس و فرانسه و روسيه اشاره كرده مىنويسد « در اين سه سال ، در اوضاع سياسى اروپا نيز تغييرات كلى حاصل شده بود كه آن تغييرات در سياست دولت انگليس نسبت به ايران خيلى تأثير داشت مثلا نزديكى روس با انگليس بالطبع نقشهء سياست انگليس‌ها را تغيير خواهد داد . درست همان بازى پيش آمد كه در نتيجهء صلح تيلسيت پيش آمده بود در آن موقع بواسطهء نزديكى ناپلئون با الكساندر ، ايران وجه المصالحه شد . البته در چنين موقعى نيز دشمنى روس با فرانسه بالطبع دوستى و نزديكى روس با انگليس به‌شمار ميرفت . پس دولت انگليس نيز براى جلب روسها ، ايران را وجه المصالحه قرارداد . البته انگليس‌ها در سياست مانند فرانسويها نيستند . آنها مآل كار را بهتر پيش‌بينى مىكنند با اينكه ايران در اين هنگام بروسها واگذار شد باز انگليس‌ها مانند امپراطور فرانسه ايران را به‌عجله و شتاب كاملا تحويل روسها ننمودند . چونكه هنوز نتيجهء جنگهاى سال 1812 ناپلئون با روسها معلوم نبود ، بنابراين ايران را كاملا رها نكردند ، بلكه مىكوشيدند كه بين ايران و روس نيز صلح برقرار گردد . چه ، هنوز در اين تاريخ از قدرت و نفوذ ناپلئون ذره‌اى كاسته نشده بود و ممكن بود بار ديگر روسها مغلوب ناپلئون گردند و دومرتبه الكساندر امپراطور روس تحت نفوذ ناپلئون قرار گيرد . » « 1 » محمود محمود مىافزايد : « سرگوراوزلى خيلى اصرار داشت كه دولت ايران با دولت روس صلح كند . در دربار ايران چندان مقاومت براى انجام اين صلح ديده نمىشود ، فقط عباس ميرزا نايب السلطنه بود كه براى استرداد ايالات قفقاز ايستادگى ميكرد و لازم بود سرگوراوزلى به تبريز برود و با نايب السلطنه قرار اين كار را بدهد . » « 2 » و نيز محمود محمود در اين مورد مىافزايد « در روز ورود سرگوراوزلى به تبريز يك صاحب منصب روسى از طرف فرماندهء كل قشون گرجستان حامل كاغذى براى وزير مختار انگليس بود ، بقول مورير در اين كاغذ دولت روسيه مايل بود سرگور اوزلى واسطهء صلح گردد . قبلا هم تقاضا شده بود انگلستان واسطهء صلح بين ايران و روسيه بشود ولى نظر به واقعهء اخير گرجستان كه عده‌اى عليه روسها قيام نموده و يك هيجانى در آن مملكت برضد روسها پيدا شده بود از اين جهت ايرانىها به استرداد گرجستان تا حدى اميدوار بودند و دراين هنگام ديگر حاضر نبودند تقاضاهاى روسها را قبول نمايند . ولى با اصرار وزير مختار انگليس شاهزاده عباس ميرزا حاضر شد با شرايط معين بين دولتين روس و ايران صلح برقرار گردد . بنابراين وزير مختار انگليس يكى از همراهان خود را كه شخص محترمى بود ، موسوم به جناب روبرت گوردون با جواب مكتوب فرماندهء كل قشون گرجستان به‌اتفاق صاحب‌منصبان روسها از ژنرال رونيف استفسار و سئوالى كند كه آيا ژنرال مذكور داراى اختيارات از طرف دولت امپراطور روس براى صلح مىباشد يا نه ؟ » « 2 » . در اينجا نكته ديگرى است در مورد اوضاع گرجستان و شورش مردم آن سامان كه ظاهرا آنان از فشارى كه مردم روسيه بر آنها وارد مىآورده پيوسته سر بشورش

--> ( 1 ) - محمود محمود ، كتاب يادشده ص 110 . ( 2 ) - همان كتاب ص 112 .